نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

مشرق زمین و سرزمین پارس، از دیرباز مرکز توجهات اروپاییانی بوده است که برای شناخت فضای غیرخودی بدان جا سفر می­کرده‌اند. در این میان غیریت (دیگروشی) که به مطالعه فضای دیگری می­پردازد در کنار تصویری که بیگانگان از این فضاها و افراد ارائه می‌دهند، از جایگاه برجسته­ای در ادبیات برخوردار است. در این حین از سفرنامه­ها به عنوان ثمره­ی سیاحان یاد می­شود که حاوی انبوهی از اطلاعات اجتماعی، علمی، سیاسی و مرتبط با تمدن سرزمین بازدید شده را دربردارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می­شود که ما بخواهیم فضای خودی را از منظر فرهنگی متفاوت بررسی کنیم. تقابل این دیدگاهها در عرصه­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... باعث شناخت دقیق­تر از بینش نویسندگان بیگانه نسبت به فضای خودی می­شود. هم چنین سفرنامه می‌تواند راهنمای قابل اعتنایی برای شناخت بیگانگان و نیز تعبیر آنها از (خودی) و( فضای خودی) باشد. این موضوعات مارا بر آن داشت تا به تقابل دیدگاههای دو نویسنده فرانسوی در مورد شرق، با به کارگیری شیوه تصویرشناسی به عنوان شاخه­ای از ادبیات تطبیقی بپردازیم. برای این منظور به مطالعه تصویری که ژان شاردن، سیاح فرانسوی قرن 17و کنت دو گوبینو، نویسنده قرن19، به ترتیب در" سفرنامه شاردن" و "سه سال در آسیا" از شرق و ایران منعکس کرده­اند می­پردازیم. هدف ما از این تحقیق بررسی دیدگاه‌های این دو نویسنده با توجه به واقعیت­های جامعه ایرانی است.

کلیدواژه‌ها