نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری زبان فرانسه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد، مشهد، ایران.

10.22034/rllfut.2026.70163.1521

چکیده

این مقاله به بررسی وجوه نقد اجتماعی در چهار رمان شاخص میشل اوئلبک، ذرات بنیادین (1998)، پلتفرم (2001)، امکان یک جزیره (2005) و تسلیم (2015) می‌پردازد. این آثار نه تنها نقاط عطف مهمی در مسیر فکری و ادبی اوئلبک هستند، بلکه هر یک به‌طور متمرکز، بخش‌هایی از گفتمان اجتماعی معاصر را در خود بازنمایی می‌کنند؛ از کالایی‌شدن بدن و منطق‌های جهانی‌شدن گرفته تا دگرگونی‌های انسان‌شناختی و بازتعریف‌های دینی و هویتی. هدف مقاله آن است که نشان دهد چگونه این رمان‌ها عناصر ناهمگون و گاه متعارض گفتمان اجتماعی را در بافت روایی خود سامان می‌دهند و از دل آن‌ها «سوسیگرام» ویژه‌ای شکل می‌گیرد که مختص جهان داستانی اوئلبک است.

فرض پژوهش این است که رمان‌های اوئلبک صرفاً پژواک ایده‌های مسلط زمانه نیستند، بلکه آن‌ها را در چارچوبی داستانی بازپیکربندی می‌کنند؛ چارچوبی که تنش‌های تمدنی، سازوکارهای اقتصاد و تشخیص‌های انسان‌شناختی در آن درهم تنیده‌اند. چارچوب نظری مقاله از رویکرد سوسیوکریتیک کلود دوشه، به‌ویژه مفاهیم گفتمان اجتماعی، و سوسیگرام، بهره می‌گیرد و با خوانشی دقیق از متن همراه است که بر سطوح واژگانی و روایی تمرکز دارد.

با توجه به حساسیت برخی مضامین، از جمله مسئله اسلام و روایت‌های زوال، مقاله رویکردی محتاطانه اتخاذ می‌کند و میان صدای راوی و گفتارهای بازنمایی‌شده تمایز قائل می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد اوئلبک همزمان برخی الگوهای لیبرالی ، سناریوهای تمدنی و پسامدرن را بازآفرینی می‌کند و تنش‌های میان تخیل‌های دینی و سیاسی را برجسته می‌سازد. در نهایت، این رمان‌ها تصویری پیچیده و چندلایه از بازآرایی گفتمان‌های اجتماعی در ذهنیت معاصر غرب ارائه می‌دهند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات