نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکترای ادبیات فرانسه زبان و تطبیقی، دانشگاه عبدالمالک اسعدی، تطوان، مراکش.

10.22034/rllfut.2026.70813.1528

چکیده

در مواجهه با زندان، خشونت و سلب مالکیت، سوژهٔ نویسنده دیگر بدنی شفاف نسبت به زبان در اختیار ندارد. بدن، برعکس، به همان جایگاهی بدل می‌شود که در آن گفتار شکل می‌گیرد، شکننده می‌شود و گاه از هم می‌پاشد. بنابراین بدن صرفاً آنچه گفته می‌شود نیست، بلکه جایگاه شکننده‌ای است که از دل آن نوشتار هنوز می‌تواند پدید آید؛ در تنشی دائمی میان عیان‌شدنِ آسیب‌پذیری و حفظِ گفتار.

آثار عبداللطیف لَعّبی بدین‌سان به‌مثابه فضایی برای مقاومت جلوه می‌کنند؛ فضایی که در آن نفس، حافظه و ریتم به سوژه امکان می‌دهند حضور خود را در جهان حفظ کند. شعر در این معنا به عرصه‌ای برای تداوم حیات بدل می‌شود و در برابر خشونت، گفتاری مجسم و هوشیار قرار می‌دهد. با این حال، پژوهش‌های اختصاص‌یافته به آثار لَعّبی عمدتاً بر بُعد تعهد سیاسی و ارزش گواهانهٔ متن‌های مرتبط با تجربهٔ زندان تمرکز داشته‌اند. اگرچه این رویکردها بُعد تاریخی و ایدئولوژیک اثر را روشن ساخته‌اند، اما کمتر به بدن به‌مثابه شرط بنیادینِ اِنشا و بیانِ اخلاقی و شعری پرداخته‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات