نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشگاه عربی بیروت
چکیده
زندگینامه یک روایت از حافظه است که فراتر از تصاویری ساده از مکانها و رویدادهای گذشته میرود. این روایت همچنین شامل بوها، احساسات و عواطف مرتبط با افرادی است که بر وجود ما تأثیر گذاشتهاند، مانند والدین و خواهران و برادرانمان. این تجربیات حسی و عاطفی بر درک ما از خودمان و دیدگاهمان نسبت به جهان تأثیر میگذارد.
شناسایی این نکته ضروری است که والدین ما، چه بیولوژیکی و چه سرپرستی، نقش اساسی در آموزش و رشد ما ایفا میکنند. آنها ما را راهنمایی میکنند، بر رفاه ما نظارت دارند و هویت ما و نحوه تعاملمان با محیطمان را شکل میدهند. حمایت آنها، چه جسمی و چه عاطفی، به ما این امکان را میدهد که گذشتهمان را بررسی کنیم و در عین حال با حقیقتهای گاهی ناخوشایند روبرو شویم و بدین ترتیب درکمان از خودمان را غنیتر کنیم.
مونیکا سابولو این جستجوی هویتی را با تحقیق درباره ردپاهای یک پدر مرموز در حالی که زندگیاش را در زندگی پنهان ترسیم میکند، به تصویر میکشد. تا چه حد کشف جنبههای تاریک واقعیت ما این جستجو را تغذیه میکند؟ آیا باید با این حقیقت از طریق دروننگری مواجه شویم یا به نقشهای تعیین شده تن دهیم؟ سابولو در روایت خود زندگیاش را بررسی میکند و رابطه پیچیدهای را که با پدرش دارد توصیف میکند.
برای پاسخ به این مسئله، ابتدا پیمان زندگینامهای را بررسی خواهیم کرد، سپس ردپاهای زندگیاش را و در نهایت تصویر پدر و رابطهشان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
کلیدواژهها
- — خودزندگینامه
- خانواده • چهرههای والدینی
- هویت
- تأثیر
- خاطره • پیمان خانوادگی
- گذشته • پدر • حال / زمان حال • جستوجوی هویتی
- روابط خانوادگی
- حقیقت
موضوعات