Type de document : Research Paper
Auteurs
1 Maître de conférences, Département de Langue et Littérature Françaises, Université de Tabriz, Tabriz,
2 Doctorante, Département de Langue et Littérature Françaises, Université de Tabriz, Tabriz, Iran.
Résumé
Dans cet article, nous explorons la quête identitaire de Jeanne, l'héroïne d’Une Vie de Guy de Maupassant, à travers une analyse sociolinguistique, éclairée par les réflexions de Luce Irigaray. Nous nous intéressons particulièrement à la manière dont Jeanne, en tant que femme dans une société patriarcale, traverse une crise d'identité sociale et linguistique. En nous appuyant sur les travaux d'Irigaray, et soulignant la manière dont l'être féminin est souvent réduit au silence dans les discours dominants, nous nous proposons d’analyser comment le langage de l’héroïne, et son incapacité à s’affirmer, illustre sa subordination et son aliénation dans un cadre social où les préjugés socio-culturels masculins prédominent. Dans cette perspective, nous allons mettre en lumière les tensions entre le désir du personnage pour échapper aux rôles traditionnels qui lui sont assignés et le poids des attentes sociolinguistiques qui façonnent son identité. Ce travail aura pour objectif de montrer comment, dans ce roman de Maupassant, le langage, ou plutôt l’absence de voix, devient le reflet de l'oppression féminine.
Mots clés
Sujets principaux
Titre d’article [Persian]
جستجوی هویت (زنانه) و درد هستی در «یک زندگی» از گی دو موپاسان : تحلیلی زبانی-جامعه شناختی بر اساس اندیشه های لوس ایریگاری
Auteurs [Persian]
- محمد محمدیآغداش 1
- وحید نژاد محمد 1
- اسما صحرایی 2
1 دانشیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه آموزشی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
Résumé [Persian]
این مقاله به بررسی جست و جوی هویت زنانهی ژَن، شخصیت اصلی داستان یک زندگی اثر گی دو موپاسان، از منظر جامعه - زبانشناختی و با تکیه بر نظریههای فمینیستی لوس ایریگاری می پردازد. پژوهش حاضر بر این فرض استوار است که هویت اجتماعی و فردی زن در بستر گفتمانهای مردسالارانه، به واسطهی سازوکارهای زبانی و گفتمانی دچار بحران و از هم گسیختگی می شود. با بهرهگیری از دیدگاههای لوس ایریگاری دربارهی حذف و به حاشیه راندگی سوژهی زنانه در گفتمانهای مسلط، این مطالعه نشان می دهد که چگونه سکوت، ناتوانی در بیان خواستهها و فقدان صدای مستقل در گفتار ژَن، نشانهای از فرودستی، ازخود بیگانگی و ملالِ وجودی اوست.
در این چارچوب، مقالهی حاضر تنش میان میل ژَن برای رهایی از نقشهای سنتی و کلیشهای تحمیل شده بر زنان و فشار هنجارهای زبانی و جامعهشناختی حاکم را برجسته می سازد؛ هنجارهایی که هویت زنانه را محدود و تثبیت میکنند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در رمان مذکور موپاسان، زبان نه صرفاً ابزار ارتباط، بلکه عرصهای برای بازتولید سلطهی مردانه است و فقدان صدای زنانه به مثابهی بازنمایی نمادین ستم جنسیتی و بحران هویت زن عمل میکند.
Mots clés [Persian]
- گی دو موپاسان
- لوس ایریگاری
- هویت زنانه
- تحلیل زبانی-جامعهشناختی
- ملالِ وجودی