نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، ایران
چکیده
مطالعهٔ تصویرشناسانهٔ آثار ادبی و سینمایی چارچوبی مناسب برای تحلیل بازنمایی «دیگری» در بستر میانفرهنگی فراهم میکند. این پژوهش به بررسی نقش «دیگری ایرانی» در رمان و فیلم مردی به نام اوه اثر فردریک بکمن میپردازد و این نقش را در ارتباط با فرایند «والاانگاری» یا «تصعید» شخصیت اصلی تحلیل میکند.
در این رویکرد، از مطالعات تصویرشناسی و نظریهٔ کلیشهها برای واکاوی تصویر بینافرهنگی بهره گرفته شده و مفهوم پساساختارگرایانهٔ «ابژکسیون» (آلودهانگاری) ژولیا کریستوا برای تحلیل پویایی روانی شخصیت اوه به کار رفته است.
یافتهها نشان میدهند که در این اثر، نوعی حرکت دوگانهٔ آلودهانگاری و والاانگاری همراه با صورتهای بازتابی آنها، یعنی «خودآلودهانگاری» و «خودوالاانگاری» دیده میشود. اوه در مواجهه با سلسلهای از فقدانها ــ از جمله مرگ همسر، ازدستدادن شغل، والدین و فرزند نازاده ــ از سازوکارهای دفاعی گوناگونی چون انزوا، انکار و چسبندگی به گذشته استفاده میکند. بااینحال، مواجههٔ او با خانوادهای ایرانیِ مهاجر، نقش محرکی در آغاز فرایند دگرگونی روانی او ایفا میکند. تماس با این فرهنگ بیگانه به آشتی دوبارهٔ او با جهان و بازسازی هویت فردیاش میانجامد.
از اینرو، مردی به نام اوه کارکرد درمانی «دیگری» میانفرهنگی را نشان میدهد؛ زیرا حضور دیگری ایرانی امکان تصعید رنج و دستیابی به تعالی درونی را فراهم میسازد و تفاوت فرهنگی را به عامل زایش و بازآفرینی وجودی تبدیل میکند.
کلیدواژهها
موضوعات