<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی و شناسایی عملکردِ سازه‌های ضمیر ناخودآگاه در اثر ادبی «ناجا» نوشته‌ی آندره برتون</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی و شناسایی عملکردِ سازه‌های ضمیر ناخودآگاه در اثر ادبی «ناجا» نوشته‌ی آندره برتون</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>23</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3560</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرضیه</FirstName>
					<LastName>بلیغی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>وحید</FirstName>
					<LastName>نژادمحمد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; mso-bidi-font-size: 12.0pt;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;جنبش ادبی و هنری سورئالیسم به رهبری آندره برتون توانست معنا و مفهوم جدیدی از «جستجوی خویشتن» را از ورای واکاوی و شناسایی «ضمیر ناخودآگاه» ارائه دهد. به‌طوری‌که این روند پردازشی را می‌توان در رُمان «&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;ناجا&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;» مشاهده کرد. در این داستان، ماجرای «خویشتن» با ملاقات یک زنِ الهام‌بخش آغاز می‌شود که ابزارِ اساسی خواب و رویا را برای راوی مهیّا کرده و افشاگرِ یک «تصادف عینی» است. در این رُمان، حصول و بازنمایی قوای روانی و ناخودآگاه و مستتر با اَشکال استعاری و نمادینِ خود، با توسل به شیوه‌هایی تحقق می‌یابد و قوّه‌ی خیال با خاطرات و خوابها عجین شده و ضمیر ناخودآگاه را بر روی صحنه داستانی نمایان می‌کند. به‌طوری‌که می­توان شاهد پنداره‌های خیالی و ناخودآگاه شد. «ناخودآگاهِ جمعی» نیز که از غرایز، کهن‌الگوها و تصاویر اصیل و آغازین شکل گرفته قادر است تا از ظریف‌ترین تصاویر متنی پرده‌برداری کند. از سوی دیگر احساس غریب و اضطراب‌آورِ راوی «تصاویری» را رونمایی می‌کند که با پیش کشیدنِ پدیده «همزادِ» متحوّل و پویا، از فانتسم‌ها و یا پنداره‌های خیالی سخن می‌گوید که در طول رُخدادهای داستان در نوسان هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; mso-bidi-font-size: 12.0pt;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;جنبش ادبی و هنری سورئالیسم به رهبری آندره برتون توانست معنا و مفهوم جدیدی از «جستجوی خویشتن» را از ورای واکاوی و شناسایی «ضمیر ناخودآگاه» ارائه دهد. به‌طوری‌که این روند پردازشی را می‌توان در رُمان «&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;ناجا&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;» مشاهده کرد. در این داستان، ماجرای «خویشتن» با ملاقات یک زنِ الهام‌بخش آغاز می‌شود که ابزارِ اساسی خواب و رویا را برای راوی مهیّا کرده و افشاگرِ یک «تصادف عینی» است. در این رُمان، حصول و بازنمایی قوای روانی و ناخودآگاه و مستتر با اَشکال استعاری و نمادینِ خود، با توسل به شیوه‌هایی تحقق می‌یابد و قوّه‌ی خیال با خاطرات و خوابها عجین شده و ضمیر ناخودآگاه را بر روی صحنه داستانی نمایان می‌کند. به‌طوری‌که می­توان شاهد پنداره‌های خیالی و ناخودآگاه شد. «ناخودآگاهِ جمعی» نیز که از غرایز، کهن‌الگوها و تصاویر اصیل و آغازین شکل گرفته قادر است تا از ظریف‌ترین تصاویر متنی پرده‌برداری کند. از سوی دیگر احساس غریب و اضطراب‌آورِ راوی «تصاویری» را رونمایی می‌کند که با پیش کشیدنِ پدیده «همزادِ» متحوّل و پویا، از فانتسم‌ها و یا پنداره‌های خیالی سخن می‌گوید که در طول رُخدادهای داستان در نوسان هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آندره برتون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سوررئالیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"ناجا"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضمیر ناخودآگاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خواب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3560_eaee3fafbfb65c55b0f697febb29afd9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>رویکردى تطبیقى به مسأله‌ى جنایت در بیگانهى آلبر کامو و دست‌هاى آلودهى ژان‌پُل‌سارتر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>رویکردى تطبیقى به مسأله‌ى جنایت در بیگانهى آلبر کامو و دست‌هاى آلودهى ژان‌پُل‌سارتر</VernacularTitle>
			<FirstPage>23</FirstPage>
			<LastPage>42</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3561</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>جواری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرزو</FirstName>
					<LastName>عبدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: FR; mso-ascii-font-family: Zar-s; mso-hansi-font-family: Zar-s; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع جنایت همواره توجه نویسندگان را که در جستجوی پرداختن به طرح­های داستانی پیچیده بوده­اند، جلب نموده است. به واسطه جنایاتی که تا ابد، نه تنها برای کسانی که به قضاوت این جنایات می­نشینند بلکه برای مرتکبانشان نیز غیر قابل حل می نمایند، وجه رازآلود جنایت بیشتر از پیش تقویت می­یابد. دو جنایتی که در رمان &lt;em&gt;بیگانه&lt;/em&gt; آلبر کامو و در نمایشنامه &lt;em&gt;دستهاى آلوده&lt;/em&gt; ژان-پل سارتر به وقوع می پیوندند، با قرار گرفتن در زمره این جنایات مبهم، موضوع مورد بحث این مقاله قرار می‌گیرند که با رویکردى تطبیقى به بررسی محرک­های این دو جنایت که در بین آنان « تصادف » به عنوان مهم‌ترین و تعیین‌کننده­ترین عامل ظاهر می‌شود، می­پردازد. علاوه بر عواملی که به قتل منتهی می‌شوند، محاکمه و مجازاتی که در انتظار این دو جنایت شوم می­باشند نیز موضوع مقایسه این مقاله قرار می­گیرند. در نهایت با پرداختن به رابطه ادبیات و جنایت این مقاله با گذر از تاریخچه این رابطه به بررسی مسایل فلسفی آن خواهد پرداخت که امکان فهم این دو اثر مورد نظر را میسر خواهند ساخت.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: FR; mso-ascii-font-family: Zar-s; mso-hansi-font-family: Zar-s; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع جنایت همواره توجه نویسندگان را که در جستجوی پرداختن به طرح­های داستانی پیچیده بوده­اند، جلب نموده است. به واسطه جنایاتی که تا ابد، نه تنها برای کسانی که به قضاوت این جنایات می­نشینند بلکه برای مرتکبانشان نیز غیر قابل حل می نمایند، وجه رازآلود جنایت بیشتر از پیش تقویت می­یابد. دو جنایتی که در رمان &lt;em&gt;بیگانه&lt;/em&gt; آلبر کامو و در نمایشنامه &lt;em&gt;دستهاى آلوده&lt;/em&gt; ژان-پل سارتر به وقوع می پیوندند، با قرار گرفتن در زمره این جنایات مبهم، موضوع مورد بحث این مقاله قرار می‌گیرند که با رویکردى تطبیقى به بررسی محرک­های این دو جنایت که در بین آنان « تصادف » به عنوان مهم‌ترین و تعیین‌کننده­ترین عامل ظاهر می‌شود، می­پردازد. علاوه بر عواملی که به قتل منتهی می‌شوند، محاکمه و مجازاتی که در انتظار این دو جنایت شوم می­باشند نیز موضوع مقایسه این مقاله قرار می­گیرند. در نهایت با پرداختن به رابطه ادبیات و جنایت این مقاله با گذر از تاریخچه این رابطه به بررسی مسایل فلسفی آن خواهد پرداخت که امکان فهم این دو اثر مورد نظر را میسر خواهند ساخت.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کامو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سارتر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیگانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دست‌های آلوده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تراژدی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3561_12ea77d5362af197dafaecf88f5e57c2.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>انقلاب فرانسه و تئاتر به مثابه‌ی ابزار تبلیغات : «سافو» (1794) نوشته‌ی کُنستانس پیپله</ArticleTitle>
<VernacularTitle>انقلاب فرانسه و تئاتر به مثابه‌ی ابزار تبلیغات : «سافو» (1794) نوشته‌ی کُنستانس پیپله</VernacularTitle>
			<FirstPage>43</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3562</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>شریف</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;اسطوره­ها و افسانه­ها به تناسب ملزومات تاریخ و جامعه دگرگون و بازپرداخت می­شوند. مقاله­ی حاضر نشان می­دهد چگونه کنستانس پیپله، پرنسس دو سلم (1845 ـ 1767) از دست‌پروردگان فلاسفه­ی عصر روشنگری و ستایشگر آرمان­های انقلاب فرانسه، داستان زندگی سافو، شاعر بزرگ یونان باستان را دستمایه­ی اولین اثر مهم خود قرار می­دهد تا شخصیتی مطابق با انتظارات جامعه­ی فرانسه، پس از انقلاب 1789 ارائه کند. این سافو، تنها یک عاشق شکست‌خورده نیست بلکه او یک مبارز و انقلابی­ست. در این راستا، خواهیم دید که چگونه باورهای نویسنده­ی جوان با راهبرد فرهنگی نظامهای سیاسی حاکم (استفاده­ی ایدئولوژیک از تئاتر) همخوانی دارد. بدین ترتیب، داستان عاشقانه­ی سافو بستر یک تراژدی می­شود که بر اندیشه­های روشنگری تاکید می­کند، علیه اشکال نوین پدرسالاری هشدار می­دهد و خرافه­های مذهبی را محکوم می­سازد. مقایسه­ی این تراژدی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;با آثار دو نویسنده­ی زن دیگر(مادام دو بوفور و مادام دو استال)، بداعت آن را بهتر آشکار می­سازد و نشان می­دهد چطور هر کدام از این نویسندگان داستان سافو را بنابر نظر و عقیده­ی خود عوض کرده­اند.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;اسطوره­ها و افسانه­ها به تناسب ملزومات تاریخ و جامعه دگرگون و بازپرداخت می­شوند. مقاله­ی حاضر نشان می­دهد چگونه کنستانس پیپله، پرنسس دو سلم (1845 ـ 1767) از دست‌پروردگان فلاسفه­ی عصر روشنگری و ستایشگر آرمان­های انقلاب فرانسه، داستان زندگی سافو، شاعر بزرگ یونان باستان را دستمایه­ی اولین اثر مهم خود قرار می­دهد تا شخصیتی مطابق با انتظارات جامعه­ی فرانسه، پس از انقلاب 1789 ارائه کند. این سافو، تنها یک عاشق شکست‌خورده نیست بلکه او یک مبارز و انقلابی­ست. در این راستا، خواهیم دید که چگونه باورهای نویسنده­ی جوان با راهبرد فرهنگی نظامهای سیاسی حاکم (استفاده­ی ایدئولوژیک از تئاتر) همخوانی دارد. بدین ترتیب، داستان عاشقانه­ی سافو بستر یک تراژدی می­شود که بر اندیشه­های روشنگری تاکید می­کند، علیه اشکال نوین پدرسالاری هشدار می­دهد و خرافه­های مذهبی را محکوم می­سازد. مقایسه­ی این تراژدی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;با آثار دو نویسنده­ی زن دیگر(مادام دو بوفور و مادام دو استال)، بداعت آن را بهتر آشکار می­سازد و نشان می­دهد چطور هر کدام از این نویسندگان داستان سافو را بنابر نظر و عقیده­ی خود عوض کرده­اند.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تئاتر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سافو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انقلاب فرانسه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلاسفه‌ی روشنگری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پدرسالاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مخالفت با قدرت کلیسا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3562_1537f62093c71ebfb57a37aab2d8ec4d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ویرانی سازنده مطالعه درونمایۀ هستی‌شناسی "تئاتر و همزادش" اثر آنتونن آرتو</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ویرانی سازنده مطالعه درونمایۀ هستی‌شناسی &quot;تئاتر و همزادش&quot; اثر آنتونن آرتو</VernacularTitle>
			<FirstPage>75</FirstPage>
			<LastPage>88</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3563</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سارا</FirstName>
					<LastName>طباطبایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;آنتونن آرتو، نویسنده و نظریه‌پرداز به نام فرانسوی، تئاتر حقیقی را تئاتری عصیانگر می&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;داند که&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;علیه نظامهای فکری می‌شورد و خواستار رهایی ناب است تا طرحی نو دراندازد. به این منظور می­بایست نخست صحنۀ تئاتر و نیز ذهن تماشاگر را از حضور ساختارهای از پیش تعریف شده پالود تا امکان رویارویی اصیل با پدیده­های دنیا فراهم آید. آرتو کتاب &quot; تئاتر و همزادش&quot; را با تشبیهی این چنین آغاز می­کند: تئاتر به مثابه طاعون شاید که از پس ویرانگری به استعلای وجود بیانجامد، به امکان بس­گانگی معنای هستی هر هستنده در هر لحظه و هر مکان. این مقاله بر آن است درونمایۀ هستی­آفرین چنین تعبیری از صحنۀ تئاتر را به کمک نظریه‌های فلسفۀ پدیدارشناسی بررسی نماید.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;آنتونن آرتو، نویسنده و نظریه‌پرداز به نام فرانسوی، تئاتر حقیقی را تئاتری عصیانگر می&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;داند که&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;علیه نظامهای فکری می‌شورد و خواستار رهایی ناب است تا طرحی نو دراندازد. به این منظور می­بایست نخست صحنۀ تئاتر و نیز ذهن تماشاگر را از حضور ساختارهای از پیش تعریف شده پالود تا امکان رویارویی اصیل با پدیده­های دنیا فراهم آید. آرتو کتاب &quot; تئاتر و همزادش&quot; را با تشبیهی این چنین آغاز می­کند: تئاتر به مثابه طاعون شاید که از پس ویرانگری به استعلای وجود بیانجامد، به امکان بس­گانگی معنای هستی هر هستنده در هر لحظه و هر مکان. این مقاله بر آن است درونمایۀ هستی­آفرین چنین تعبیری از صحنۀ تئاتر را به کمک نظریه‌های فلسفۀ پدیدارشناسی بررسی نماید.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اپوخه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رویکرد طبیعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رویکرد استعلایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تئاتر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طاعون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقویم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">متافیزیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3563_6859f15d5c1305a307bd829b50240902.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ادبیات منطقه‌ای در جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی و  کُلین اثر ژان ژیونو</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ادبیات منطقه‌ای در جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی و  کُلین اثر ژان ژیونو</VernacularTitle>
			<FirstPage>89</FirstPage>
			<LastPage>108</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3564</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صفورا</FirstName>
					<LastName>ترک لادانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پگاه</FirstName>
					<LastName>آخوندیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سبک نگارشی نویسنده نه تنها بر پایه انگیزه­های شخصی و درونی وی بوده بلکه با بسیاری از عوامل مرتبط با محیط اجتماعی و جغرافیائی پیوندی ناگسستنی دارد. به عبارت دیگر، هیچ نویسنده­ای نمی­تواند خود را از تأثیر طبیعت، محیط اجتماعی و فرهنگی مکانی که در آن زندگی می­کند به دور دارد. به همین خاطر ادبیات منطقه­ای در کشورهای مختلف شروع به نشو و نما می­کند. بر همین اساس بسیاری از نویسندگان سعی در پرداختن به اطلاعاتی در باب آب و هوا، گیاهان، آداب و رسوم، سنتها و ویژگیهای خاص روحی و اجتماعی محل تولدشان داشته­اند.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;محمود دولت آبادی و ژان ژیونو از نویسندگانی هستند که به این امر اهتمام فراوان داشته­اند. در این مقاله سعی بر آن است تا با ارائه توضیحاتی در باب ادبیات منطقه­ای، تاریخ و مختصات آن در ایران و در فرانسه به&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;تجزیه و تحلیل در باب اطلاعات داده شده در دو کتاب &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;جای خالی سلوچ&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; و &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;کُلین&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;پرداخته شود.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سبک نگارشی نویسنده نه تنها بر پایه انگیزه­های شخصی و درونی وی بوده بلکه با بسیاری از عوامل مرتبط با محیط اجتماعی و جغرافیائی پیوندی ناگسستنی دارد. به عبارت دیگر، هیچ نویسنده­ای نمی­تواند خود را از تأثیر طبیعت، محیط اجتماعی و فرهنگی مکانی که در آن زندگی می­کند به دور دارد. به همین خاطر ادبیات منطقه­ای در کشورهای مختلف شروع به نشو و نما می­کند. بر همین اساس بسیاری از نویسندگان سعی در پرداختن به اطلاعاتی در باب آب و هوا، گیاهان، آداب و رسوم، سنتها و ویژگیهای خاص روحی و اجتماعی محل تولدشان داشته­اند.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;محمود دولت آبادی و ژان ژیونو از نویسندگانی هستند که به این امر اهتمام فراوان داشته­اند. در این مقاله سعی بر آن است تا با ارائه توضیحاتی در باب ادبیات منطقه­ای، تاریخ و مختصات آن در ایران و در فرانسه به&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;تجزیه و تحلیل در باب اطلاعات داده شده در دو کتاب &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;جای خالی سلوچ&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; و &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;کُلین&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;پرداخته شود.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات منطقه‌ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جای خالی سلوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محمود دولت آبادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کُلین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژان ژیونو</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3564_471ba8a7ee853283be3b2c58e7f9daf0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>سعدی و نماد «گل رُز» در کلام شاعرانه مارسلین دبرد والمور (گلهای سعدی) و لکنت دو لیل (گلهای اصفهان)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سعدی و نماد «گل رُز» در کلام شاعرانه مارسلین دبرد والمور (گلهای سعدی) و لکنت دو لیل (گلهای اصفهان)</VernacularTitle>
			<FirstPage>109</FirstPage>
			<LastPage>123</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3565</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>یوسفی بهزادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مقاله حاضر در نظر دارد با تکیه بر نظریه­ی « تعبیر کلام » ارسطو به پیوند میان زبان و شعر بپر دازد و خلاقیت شعری&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مارسلین دبرد والمور (&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;گلهای سعدی&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; از دیوان اشعار) و لکنت دو لیل (&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;گلهای اصفهان&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; از مجموعه اشعار تراژیک) را آشکار سازد. بدین ترتیب « قریحه » و « ظرافت کلام » برای کشف فضای شاعرانه ایران با رویکردی تخیلی دو مضمون اساسی­اند که در آن نمادها (سمبلها) برای تسکین روح نا آرام این دو شاعر که تحت تاثیر کلام سعدی و یا دیگر شعرای ایرانی بوده‌اند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;٬&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; زبانی مشترک تلقی می‌شوند. این مقاله بر آن است تا با پژوهشی در مفاهیمی چون احساس­گرائی (گل رز) و معنویت­گرائی (وجود) نقش روح بخش شعر ایرانی را در الهامات شاعرانه مارسلین دبرد والمور و لکنت دو لیل جستجو کرده و نشان دهد که ایران می‌تواند فضای مناسبی باشد برای سرودن اشعار غنائی که امید و کمال معنوی آن یکی از وی‍ژگیهای ادبیات شرقی محسوب شود.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مقاله حاضر در نظر دارد با تکیه بر نظریه­ی « تعبیر کلام » ارسطو به پیوند میان زبان و شعر بپر دازد و خلاقیت شعری&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مارسلین دبرد والمور (&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;گلهای سعدی&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; از دیوان اشعار) و لکنت دو لیل (&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;گلهای اصفهان&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; از مجموعه اشعار تراژیک) را آشکار سازد. بدین ترتیب « قریحه » و « ظرافت کلام » برای کشف فضای شاعرانه ایران با رویکردی تخیلی دو مضمون اساسی­اند که در آن نمادها (سمبلها) برای تسکین روح نا آرام این دو شاعر که تحت تاثیر کلام سعدی و یا دیگر شعرای ایرانی بوده‌اند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;٬&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; زبانی مشترک تلقی می‌شوند. این مقاله بر آن است تا با پژوهشی در مفاهیمی چون احساس­گرائی (گل رز) و معنویت­گرائی (وجود) نقش روح بخش شعر ایرانی را در الهامات شاعرانه مارسلین دبرد والمور و لکنت دو لیل جستجو کرده و نشان دهد که ایران می‌تواند فضای مناسبی باشد برای سرودن اشعار غنائی که امید و کمال معنوی آن یکی از وی‍ژگیهای ادبیات شرقی محسوب شود.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مارسلین دبرد والمور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قریحه ایرانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حالت روحی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گل رز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لکنت دولیل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3565_5667b9c1d6559667783eb61af9cd8fa8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه تبریز</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش زبان و ادبیات فرانسه</JournalTitle>
				<Issn>2251-7987</Issn>
				<Volume>9</Volume>
				<Issue>15</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شرق: فضای تفاوتها از منظر مطالعه تصویرشناختی «سیاست جذابیت انسانی، چشم‌انداز طبیعی»</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شرق: فضای تفاوتها از منظر مطالعه تصویرشناختی «سیاست جذابیت انسانی، چشم‌انداز طبیعی»</VernacularTitle>
			<FirstPage>125</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3566</ELocationID>
			
			
			<Language>FR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طاهره</FirstName>
					<LastName>زاهدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدجواد</FirstName>
					<LastName>شکریان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; mso-bidi-font-size: 12.0pt;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مشرق زمین و سرزمین پارس، از دیرباز مرکز توجهات اروپاییانی بوده است که برای شناخت فضای غیرخودی بدان جا سفر می­کرده‌اند. در این میان غیریت (دیگروشی) که به مطالعه فضای دیگری می­پردازد در کنار تصویری که بیگانگان از این فضاها و افراد ارائه می‌دهند، از جایگاه برجسته­ای در ادبیات برخوردار است. در این حین از سفرنامه­ها به عنوان ثمره­ی سیاحان یاد می­شود که حاوی انبوهی از اطلاعات اجتماعی، علمی، سیاسی و مرتبط با تمدن سرزمین بازدید شده را دربردارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می­شود که ما بخواهیم فضای خودی را از منظر فرهنگی متفاوت بررسی کنیم. تقابل این دیدگاهها در عرصه­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... باعث شناخت دقیق­تر از بینش نویسندگان بیگانه نسبت به فضای خودی می­شود. هم چنین سفرنامه می‌تواند راهنمای قابل اعتنایی برای شناخت بیگانگان و نیز تعبیر آنها از (خودی) و( فضای خودی) باشد. این موضوعات مارا بر آن داشت تا به تقابل دیدگاههای دو نویسنده فرانسوی در مورد شرق، با به کارگیری شیوه تصویرشناسی به عنوان شاخه­ای از ادبیات تطبیقی بپردازیم. برای این منظور به مطالعه تصویری که ژان شاردن، سیاح فرانسوی قرن 17و کنت دو گوبینو، نویسنده قرن19، به ترتیب در&quot; &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سفرنامه شاردن&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&quot; و &quot;&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سه سال در آسیا&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&quot; از شرق و ایران منعکس کرده­اند می­پردازیم. هدف ما از این تحقیق بررسی دیدگاه‌های این دو نویسنده با توجه به واقعیت­های جامعه ایرانی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FR">&lt;span style=&quot;font-family: &#039;B Nazanin&#039;; mso-bidi-font-size: 12.0pt;&quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مشرق زمین و سرزمین پارس، از دیرباز مرکز توجهات اروپاییانی بوده است که برای شناخت فضای غیرخودی بدان جا سفر می­کرده‌اند. در این میان غیریت (دیگروشی) که به مطالعه فضای دیگری می­پردازد در کنار تصویری که بیگانگان از این فضاها و افراد ارائه می‌دهند، از جایگاه برجسته­ای در ادبیات برخوردار است. در این حین از سفرنامه­ها به عنوان ثمره­ی سیاحان یاد می­شود که حاوی انبوهی از اطلاعات اجتماعی، علمی، سیاسی و مرتبط با تمدن سرزمین بازدید شده را دربردارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می­شود که ما بخواهیم فضای خودی را از منظر فرهنگی متفاوت بررسی کنیم. تقابل این دیدگاهها در عرصه­های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... باعث شناخت دقیق­تر از بینش نویسندگان بیگانه نسبت به فضای خودی می­شود. هم چنین سفرنامه می‌تواند راهنمای قابل اعتنایی برای شناخت بیگانگان و نیز تعبیر آنها از (خودی) و( فضای خودی) باشد. این موضوعات مارا بر آن داشت تا به تقابل دیدگاههای دو نویسنده فرانسوی در مورد شرق، با به کارگیری شیوه تصویرشناسی به عنوان شاخه­ای از ادبیات تطبیقی بپردازیم. برای این منظور به مطالعه تصویری که ژان شاردن، سیاح فرانسوی قرن 17و کنت دو گوبینو، نویسنده قرن19، به ترتیب در&quot; &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سفرنامه شاردن&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&quot; و &quot;&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;سه سال در آسیا&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&quot; از شرق و ایران منعکس کرده­اند می­پردازیم. هدف ما از این تحقیق بررسی دیدگاه‌های این دو نویسنده با توجه به واقعیت­های جامعه ایرانی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژان شاردن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنت دو گوبینو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شرق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تصویر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بهشت زمینی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://france.tabrizu.ac.ir/article_3566_bbe30c7471eb4861c5a4ab25b4951ebd.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
